تبليغاتX
زندگي اهنگي است موزون بين روز وشب
زندگي اهنگي است موزون بين روز وشب

.~*من و اوشو*~.

 به ياد ار :
زندگي اهنگي است موزون بين روز وشب
تابستان زمستان
اهنگي ممتد
سكون هرگز !
حركت و حركت !
هر قدر جهش بالا تر
تجربه ژرفتر .

 

زندگي كن به تمامي
زندگي كن در ژرفا
زندگي كن در تمام و كمال
و انگاه كه مرگ بر در ميكوبد
تو اماده اي
درست همچون ميوه اي رسيده و اماده براي فرو افتادن بر خاك .
گاه حتي بدون وزيدن نسيمي ميوه در اثر پختگي و وزن خود
بر زمين فرو مي افتد .
مرگ بايد از اينگونه باشد.
و امادگي بايد از طريق زندگي بدست

شايد تيتر مطلبم كمي ....! باشه اما با اينكه كتابهاي زيادي از اوشو نخواندم افسوس مي خورم كه اگر خوانده بودم شايد اكنون خود را اسير چنگال وحشي سرنوشت نمي ديدم .

اوشو انساني واقعي با ارزش ها و معيارهاي واقعي . كسي كه آرزوي داشتنش را در چنين موقعيتي كه كسي حرفم را نمي فهمد دارم

روزي توسط دوستي با اوشو آشنا شدم . هنگام سختي كتابش را خواندم

عشق پرنده اي آزاد love is a free birde

گرچه آن دوست اكنون بسيار بسيار دور است از من اما هميشه او را به خاطر خواهم داشت شايد تنها به همين خاطر .

وقتي با اوشو باشي مي فهمي كه ديگر مهم نيست كسي كه دوستش مي داري نزدت باشد يا نه . كافيست كه دوست بداري

وقتي با اوشو باشي مي فهمي كه مي تواني همه گان را دوست بداري .

 



نوشته شده توسط .~*مهرانه*~. تاریخ سه شنبه نوزدهم دی 1385 و ساعت 22:56

|+|

http://depth.blogfa.com

عشق با سپاس همراه است،سپاسي ژرف.

مي داني كه ديگري يك شيئي نيست.

مي داني كه ديگري صاحب شكوه است،داراي شخصيت است.

روح خود را دارد،فردي است يگانه.

                                                                                                اوشو

بازهم بايد قلم در دست بگيرم ، هيچ چيز جاي كاغذ و قلم را نمي گيرد . حداقل براي من ...

شايد آن چيزي كه مي جويم هيچ وقت پيدا نكنم . خواستم جايگزيني براي نوشتن پيدا كنم ، نوشتن خوب است ، بسيار !

اما سخن گفتن را از انسان مي ربايد . آدم را پايبند مي كند . اگر نوشتي بايد بنويسي . تا ته !

دارم تصميم مي گيرم ، تصميمي براي زندگي ، تصميمي براي بودن يا شايد نبودن . نمي دانم چگونه از خدا بخواهم مرا از اين شك و ترديد مزخرف نجات دهد . مدتيست طعم يقين را از ياد برده ام . تشويش حتي در خواب رهايم نمي كند . مدتي است عميق نخوابيده ام ، خوابي كه در آن براي لحظاتي مشكلات را از ياد ببري ، خوابي كه بعد از بيداري قدرت تازه اي براي مبارزه داشته باشي ، خوابي كه بعد از بيداري تصور كني متولد شده اي ، از نو!

سرم درد مي كند ، دردي مزمن كه مثل سوهاني بر روحم مرا مي عذابد ، چشمانم خسته اند . از ديدن منظره هاي تكراري و گوشهايم از شنيدن صداهاي تكراري . حرفهاي تكراري ...

اگر به سراغم مي آيي اي عزيز ، بيا كه محتاجم به حضورت . مي خواهم حرف بزنم برايت و در ميان بگذارم با تو شايد فكري نو ، صدايي تازه و منظره اي جديد پيش رويم بگستراني . روزي تصميم به كاري گرفتم كه خود دليل آن را نمي دانم . دليل تصميم را ... هر چه بود قصد بدي نبود . اين را مطمئنّم . اما شايد آن چيزي هم نبود كه او مي پنداشت . حتي چيزي هم نبود كه خود مي پنداشتم . در همه اين مدت با اين تفكر كه تصميم درستي گرفته اي و ان حس نارضايتي از بين خواهد رفت ، خود را فريب مي دادم . آري! خود را فريب دادم . اما هرگز نخواستم او را بفريبم . نخواستم خيانت كنم . نخواستم تظاهر كنم به جاي يك عشق . نخواستم ، اما اكنون كه فكر مي كنم ، مي بينم نخواسته مرتكب شده ام . نخواسته او را فريفتم . نمي دانم اما حتماً همين فكر را خواهد كرد . هرگز نخواستم و نمي خواهم مرا مانند بقيه بپندارد . اما باز هم نخواسته تفكري اينگونه به او القا كردم . چگونه اين فكر را به او بقبولانم كه من دوستش دارم اما كافي نيست . كافي نيست كه دوستش بداري از روي محبت ، از روي هم زيستي . اما ،

اما ... عشق چيز ديگريست ! مزه ي ترش ملسي دارد . اما نه شيرين . شايد تو نيز ، اي عزيز . شايد تو نيز مي پنداري كه عشق طعم شيرينيست و بوي بهار مي دهد . عشق حس غريبيست كه كمتر كسي تجربه اش كرده است . به انار قرمز چاك چاكي مي ماند در هواي سردو مرطوب پاييز . پاييز ، فصلي كه شاعران را به وجد مي آورد و شايد اوج قدرت نمايي اوست . كسي كه بيش از همه ي صفاتش ، نقّاش است . نقاشي زبر دست كه تنها خود مي داند رنگها را چگونه و با چه مقدار تركيب كند تا پاييز نتيجه شود.

از همو مي خواهم كه مرا برهاند از اين دودلي وحشت بار . دوراهي مصيبت باري كه هر كدام تو را به سويي مي كشند . عقل و احساس را مي گويم . منطق چيزي مي گويد و احساس چيز ديگري .

حال براي يك تصميم مهم كدام را ارجع قرار دهم ؟!

كمكم كن ... .

 

 



نوشته شده توسط .~*مهرانه*~. تاریخ دوشنبه هجدهم دی 1385 و ساعت 22:29

|+|

http://depth.blogfa.com