زندگي اهنگي است موزون بين روز وشب |
|
<.~*تعاليم اوشو*~.> زندگي يك بوم نقاشي سفيد است آيا زندگي در نهايت تنها رنج و مصيبت است ؟ اين به تو بستگي دارد. زندگي في نفسه مانند يك بوم سفيد نقاشي است، هر چه بر روي آن بكشي، همان مي شود. مي تواني رنج و محنت بر روي آن نقاشي كني، از طرف ديگر مي تواني نقش شادي و خوشبختي بر آن بيفكني. شكوه و عظمت وجود انساني تو در اين آزادي خلاصه مي شود. تو مي تواني طوري از اين آزادي استفاده كني كه زندگي ات به جهنم تبديل شود، يا طوري كه زندگي ات آكنده از زيبايي، نيكي و شادي و صفات بهشتي گردد. اين به تو بستگي دارد. انسان داراي اين آزادي است. دليل اين كه در دنيا اين همه رنج و عذاب وجود دارد اين است كه آدمها نادان هستند و نمي دانند بر روي اين بوم چه نقاشي كنند. انتخاب به عهده ي توست، شكوه و جلال وجود تو در اين اصل نهفته است. اين يكي از بزرگترين هدايايي است كه خداوند در وجود انسان به وديعه نهاده است. هيچ جانوري ار اين موهبت بهره اي نبرده است. جانوران همگي داري برنامه اي از پيش تعيين شده هستند، غير از انسان. يك سگبه قيد سرنوشت مجبور و محكوم است كه براي هميشه يك سگ باشد، و هيچ راه و امكان ديگري غير از اين برايش وجود ندارد، او در انتخاب آزاد نيست. سگ موجودي از پيش برنامه ريزي شده است و تنها كاري كه انجام مي دهد اين است كه مطابق برنامه، همچون يك سگ رفتار مي كند، حق انتخاب و گزينه ي دومي براي او وجود ندارد. او داراي موجوديتي كاملا ثابت و بلا تغيير است اين امر در مورد همه ي موجودات زنده، از گل رز و نيلوفر آبي گرفته تا پرنده ي بالدار و جانور چهار پا، صادق است. تنها انسان است كه از اين قاعده مستثني مي باشد. انسان كاملا آزاد است. آزاديف گوهر وجود انسان و بزرگترين هديه ي الهي به اوست. انسا بدون برنامه ريزي قبلي قدم به اين دنيا مي گذارد و مجبور به پيروي از طرحي از پيش تعيين شده نيست. انسان، خود، خالق خويش است. انسان هر چه از آب در آيد، به خودش بستگي دارد. او مي تواند موجودي الهي همچون بودا باشد، يا يك ديكتاتور و آدمكش مانند هيتلر. تو مي تواني تجلي شكوفايي شعور، خودآگاهي و وجدان انساني باشي، يا همچون يك آدم ماشيني، بدون اراده و اختيار. ولي به خاطر داشته باش كه خود مسؤول انتخاب هايي كه مي كني هستي، فقط تو، و غير از تو هيچ كس. آدم خوش بين شخصي است كه صبح از خواب بر مي خيزد، به سوي پنجره مي رود و مي گويد: " صبح به خير، اي پروردگار! " در مقابل، بدبين كسي است كه پاي پنجره مي رود و مي گويد: " خداي من، باز هم صبح شد! " حق انتخاب با توست. صبح براي همه يكي است، شايد حتي فرد خوش بين و بدبين در يك اتاق نشسته باشند و از يك پنجره به بيرون نگاه كنند. پس مي بينيم كه اين بستگي به خود آدم دارد.
نوشته شده توسط .~*مهرانه*~. تاریخ جمعه بیست و دوم دی 1385 و ساعت 0:27 |+|
|